مصائب قطعی اینترنت برای یک فریلنسر وب

برای طراحان وب یا مدیران سرور نداشتن دسترسی به اینترنت بین‌المللی دقیقا مثل این میمونه که یک کارگر از محل کارش اخراج بشه، یا ماشین یک راننده رو دزد ببره یا یک کارگاه تولید شیرینی گاز یا برق نداشته باشه. حالا اگر مسئولین محترم این رو فهمیدن که براش چاره‌ای بیاندیشن، میشه به بهبود وضعیت مشکلات دیگه هم امیدوار بود. و الا توجیه کردن که مشکلی رو حل نمیکنه.

وقتی ابزار کار از دست میره، از دلهره‌های سروری تا درآمد صفر!

تصور کن یک راننده تاکسی سوار ماشین شه و بخواد بره سر کار، اما ناگهان موتور خاموش بشه یا اصلا ماشین رو دزد ببره. اون راننده دیگه نمی‌تونه درآمدی داشته باشه، مهم نیست چقدر هم راننده زبده‌ای باشه یا چقدر هم انگیزه کار داشته باشه، بدون ابزار کار (ماشین)، دستش خالیه.

برای ما طراحان وب و مدیران سرور هم اینترنت جهانی دقیقاً همون نقش رو بازی می‌کنه. وقتی اینترنت قطع میشه، ما نه تنها ابزار کارمون رو از دست می‌دیم، بلکه غرق در بحران‌های فنی و مدیریتی می‌شیم که جای کار اصلی رو می‌گیرن.

از قضا ما خیلی خیلی بیشتر از کاربرایی که تنها استفاده شون از اینترنت گشتن تو اینستاگرام و توییت زدن و کلیپ دیدن هست اهمیت امنیت فضای دیجیتال و احتمال بروز مشکلات در شرایط بحرانی و خطرات امنیتی رو درک میکنیم، ولی چیزی که درک نمیشه واقعیت بلایی هست که سر این طیف از جامعه میاد.

وقتی «کار» قربانی «مدیریت» میشه، اتلاف وقت به بهانه نگهداری سرور

تو روزهای قطعی اینترنت، به جای اینکه روی پروژه‌های جدید یا کدنویسی تمرکز کنم، تمام وقتم صرف چک کردن میشه که آیا سرور بالا اومده یا نه؟ آیا سایت‌هایی که به داخل منتقل کردم درست لود میشن؟ انگار جای اینکه ساختمان بسازی، همش باید مشغول تعمیرات دیوارهای ترک‌خورده باشی.

درآمد صفر، واقعیتی که هیچ توجیهی جبرانش نمی‌کنه

مهم‌ترین ضربه، جیب ماست. وقتی اینترنت قطعه، ارتباط با مشتری خارجی یا حتی داخلی که سرویس CDN خارجی داره سخت میشه. پروژه‌ها عقب می‌افتن و ددلاین‌ها سوخت میشن. هیچ دلیلی، چه امنیتی چه سیاسی، نمی‌تونه به جیب خالی ما در پایان ماه کمک کنه. درآمد ما دقیقاً مثل تولیدی که برق نداره میشه: صفر.

بله، میدونم که باید فکر این روزها بود، پس انداز کرد و … . فقط اینکه در این کشور با 200 درصد تورم و با درآمدهای معمولی چیزی برای پس انداز نمیمونه و اینکه بشه برای روز مبادا پس انداز کرد خودش از شاهکارهای اقتصادی به حساب میاد.

کابوس وابستگی‌ها – گیت‌هاب، گوگل و APIهای قطع شده

حتی اگه سایتت رو داخل ایران آوردی، بازم ابزارهای توسعه اکثرشون خارجیه. پوش کردن (Push) کد در گیت‌هاب، سرچ کردن خطاها در استک‌اورفلو یا گوگل یا کمک گرفتن از چت بات های هوش مصنوعی، و حتی دسترسی به داکیومنت‌های کتابخانه‌ها همش مختل میشه. انگار داریم با یک دست و چشم بسته کد می‌زنیم و سایت طراحی میکنیم.

استفاده از آینه‌های داخلی (Mirrors) تا جایی که ممکنه، دانلود کردن داکیومنت‌های ضروری در زمان‌های پایداری اینترنت و داشتن یک آرشیو شخصی از ابزارهای مورد نیاز شاید کمک کننده باشه ولی بازهم مشکل رو اون طوری که باید حل نمیکنه.

مهاجرت اجباری به داخل ایران، چالش‌های IP و سرعت پایین

خیلی از ما مجبور شدیم سرورها رو به داخل ایران بیاریم. اما اینجا هم با مشکل روبرو هستیم: کیفیت پایین پینگ، محدودیت پورت‌ها در دیتاسنترهای داخلی، هزینه بالا و نجومی پهنای باند داخلی و ترافیک محدود. این یعنی کارایی افت می‌کنه و تجربه کاربر سایت هم خراب میشه.

تحریم بودن ip سرورهای داخلی برای ارتباط با مخازن نرم افزاری در زمان هایی که اینترنت وصل هست هم خودش یک داستان جداست که مثل آپولو هوا کردن میمونه.

ناتوانی در تمرکز روی کار اصلی و پراکندگی ذهنی

به نظرم این بدترین بخش و اساسی ترین مشکلی هست که از این مسئله ناشی میشه. استرس ناشی از اینکه «الان وصل میشه یا نه؟» یا «ایمیل مشتری رو چطور چک کنم؟» باعث میشه وقتی میشینی پای سیستم، ذهنت پراکنده باشه. صد تا ایده میاد ولی نمی‌تونی هیچ‌کدوم رو کامل کنی. این استرس بهره‌وری رو به شدت پایین میاره.

همه این مسائل یک طرف، مواجهه با آدمایی که هیچ درکی از مشکلات ناشی از قطعی اینترنت ندارن و تعدادشون هم متاسفانه در جامعه کم نیست یک طرف. به طور مثال با توفیق اجباری که این روزها به واسطه قطعی اینترنت و بیکاری نصیبم شده در خبرگزاری فارس با این کامنت مواجه شدم که همین باعث شد افتتاح نسخه جدید سایت وب2 رو با این مقاله انجام بدم.

کامنت بغض آلود یک کاربر

مشکلی با این شخص ندارم که این کامنت رو گذاشته، مشکل با اون فرهنگ و عقیده و خط فکری دارم که این رفتار ازش سرچشمه میگیره، دقیقا همین طرز فکر بسیاری از گرفتاری‌های امروز جامعه ایران رو رقم زده و مسئله اصلی هم اینه که صد در صد ایمان داره که راه و رسم و اندیشه و عقایدش درسته.

افرادی که شغلشون وابسته به اینترنت هست خیلی فراتر از چرخیدن تو شبکه‌های اجتماعی و بازی کردن به وجود اینترنت نیاز دارن، و بعید میدونم فهمیدنش سخت باشه. ولی بارها مشاهده کردم که این دست آدم‌ها تلاش میکنن موضوع رو اینطوری جلوه بدن و با این کارشون خیلی راحت شغل و منبع درآمد آدم‌هایی مثل ما رو نادیده میگیرن.

به طور کلی همیشه معتقد بودم ریشه اصلی نارضایتی ها در بین مردم وجود بی‌عدالتی و حس بی‌عدالتی هست که مردم در هر بخشی از جامعه میبینن.

به طور مثال اینکه عده ای در یک جامعه دسترسی به امکاناتی دارن که مردم عادی نمیتونن داشته باشن، از خود اون امکانات بیشتر باعث نارضایتی میشه. دقیقا مثل همین فیلترینگ و سیم کارت های سفید که برخی ازش استفاده میکنن ولی مردمی عادی نمیتونن حتی با پرداخت هزینه به این امکان دسترسی داشته باشن باعث حس نارضایتی در بین عموم مردم میشه.

یا اینکه مسئولین در شرایطی که دارن به مردم میگن نباید از شبکه های اجتماعی خارجی استفاده کنید و در مواقعی که اینترنت بین المللی به طور کلی قطع میشه و کسی دسترسی به هیچ سایت خارجی نداره، این مسئولین همچنان توصیه ها و پیام ها و خط و نشان هاشون برای مردم معترض داخلی رو میرن در شبکه اجتماعی ایکس منتشر میکنن.

به هر حال مشکل ما اینه که نگاه مسئولین به مردم با این رویکرد نیست که بخوان مشکلی رو حل کنن و بیشتر در جهت منافع حزبی و گروهی و شخصی خودشون اقدام میکنن. پس ما دیگه دل کندیم از اینکه از این مسئولین انتظاری برای بهبود شرایط داشته باشیم.

امیدوارم روزی برسه که ببینیم مردم ایران زمین در آرامش و آسایش و رفاه و آزادی و به دور از کینه و دشمنی در کنار هم زندگی میکنن.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *